جریان زندگی، همانند رودخانهای است که از مبدأ تا مقصد، از کنار سرزمینهای گوناگون و متنوعی میگذرد و سرانجام به دریا میپیوندد. نوجوانی، یکی از متنوعترین و پیچیدهترین چشماندازها را در این مسیر طولانی به خود اختصاص داده است. باید توجه داشت که نگرشها و بینشها هستند که روشها را میآفرینند و هر شیوه رفتاری، برآیند چشماندازهای ما درباره آن موضوع است. ازاینرو، برای دستیابی به اصول درست رفتار با نوجوانان، نیازمند شناخت علمی آنها هستیم. این مرحله، کلید حل بسیاری از معضلات دوران نوجوانی است. آشنایی با دورنمایی از دنیای پر راز و رمز نوجوانی، ما را در به کار بستن شیوههای اصولی در برخورد با این آیندهسازان و فرداپردازان یاری میکند.....
نیازهای نوجوان
هر رفتاری که از انسان سر میزند، به منظور برآورده شدن یکی از نیازها و خواستهای بدنی و روانی اوست. اگر بتوان نیازهای مهم نوجوان را شناخت، میتوان او را یاری کرد تا آنها را به خوبی و از راه درست ارضا کند. بعد از نیازهای بدنی و اولیه، نیازهای روانی در دوره نوجوانی بسیار مهم است که با توجه به محیط زندگی و موقعیت و آداب و رسوم اجتماعی، تفاوت دارد. برخی از این نیازها عبارتند از: نیاز به مهربانی و محبت، نیاز به امنیت و آسایش خاطر، نیاز به احترام، نیاز به استقلال، نیاز به تشخیص و قدردانی، نیاز به مذهب و فلسفه حیات، نیاز به داشتن هدف در زندگی، نیاز به احساس هویت و شناخت خود، نیاز به احساس رشد، کمال و خودشکوفایی، نیاز به احساس تعلق داشتن و مورد قبول گروه همسالان بودن.
مسائل و مشکلات دوره نوجوانی
مسائل و مشکلات نوجوانان در جوامع و فرهنگهای گوناگون، متفاوت است. نوجوان بر اساس اهداف، نیازهای خود، و در برخورد با شرایط محیطی، جهانبینیاش را شکل میدهد و وظایف و مسئولیتهایی را برعهده میگیرد و پیوندهایی را با خود و دنیای اطرافش برقرار میکند. به هم خوردن تعادل نسبی که در این فضا ایجاد شده است، سبب میشود مشکلاتی برای او به وجود بیاید. مشکلات این دوره گاه چون حلقههای زنجیر به هم پیوسته میشود و هر یک به دیگری پایان میپذیرد. انباشته شدن مشکلات، خطری است که نوجوان را تهدید میکند و برای او مسئلهساز میشود و اگر به موقع به آنها توجه نشود و مشکل برطرف نگردد، با مشکل دیگری پیوند میخورد و ممکن است سبب بسیاری از انحرافهای فردی و اجتماعی و حتی بزهکاری آنان گردد.
والدین؛ تکیهگاه نوجوان
خانواده، یکی از قویترین عوامل سازنده شخصیت اجتماعی نوجوان است. پدر و مادر به دلیل اهمیت خاصی که دوره حساس و دشوار نوجوانی دارد، میتوانند با درک واقعبینانه موقعیت نوجوان و ارج نهادن به آن، خمیرمایه شخصیت جوانیِ نوجوان را شکل دهند. آنها به علت پایگاه عاطفی خاصی که دارند، میتوانند نوجوان را در پناه خود گیرند؛ به ویژه آنکه نوجوان در وضعیتی نیست که از خانواده جدا شود و مستقل زندگی کند. فشارها و محدودیتهای اجتماعی، نوجوان را به پناه خانه میکشاند تا بتواند برای ایجاد تعادل میان آرمانهای خویش و حد و مرزهای جامعه، به پا خیزد. در این شرایط، والدین میتوانند پناهگاه محکمی برای نوجوان باشند.
تأثیر دوستان در زندگی نوجوان
جدا شدن از خانواده و پیوستن به جمع دوستان، یکی از ویژگیهای دوره نوجوانی است. نوجوانی، زمان تجربه و آزمون نقشها، رفتارها و ارزشهای گوناگون به منظور رسیدن به بزرگسالی است. همسالان در این فرآیند نقش مهمی دارند. یکی از ویژگیهای مهم همسالان و دوستان، ایجاد احساس ایمنی برای نوجوان در خارج از خانواده است. این احساس ایمنی، به نوجوان امکان میدهد از نظر عاطفی از والدین مستقل شود و اندک اندک به سوی زندگی جدیدی گام بردارد.
بیگاری کشیدن از نوجوان
توقع بیش از حد توانایی از نوجوان، نه تنها او را آماده انجام مسئولیت نمیکند، بلکه ریشه اعتماد به نفس و احساس کفایت را در او میخشکاند. این توقعها، گاه به بهرهکشی و بیگاری کشیدن از نوجوان تبدیل میشود. بعضی والدین، نیازهای خود را بر نیازهای نوجوان مقدّم میدارند. تقاضاهای پیشرفت غیرمنطقی در ورزش، درس یا هنر، از این نوع است. واکنش نوجوان در برابر چنین شرایطی، یا جبههگیری منفی و مقابله با والدین یا تسلیم منفعلانه به امید پیروزی و تصاحب عشق و علاقه آنهاست که هر دو، سرانجام به شکست اجتماعی نوجوان میانجامد.
الگوهای دوران نوجوانی
از زیباترین و بامعناترین جلوههای انسانی، جوشش جهتدار وی به تعالی و تکامل است. کمالگرایی، به نوجوان نیز همچون بزرگسالان و حتی بیش از آنان پویایی میبخشد و آرمانی نوین فرا راه زندگی او میآفریند. مذهب، از سرچشمههای اصیل و منابع قابل اتکایی است که میتواند کمالگرایی نوجوان را ارضا کند.
با معرفی الگوهای موفق به نوجوان و با شناخت آنها و تفسیر درست کمالگرایی، نوجوان به نقطهای میرسد که از بیحاصلی و پوچی بسیاری از آرزوهای بشری آگاه میشود و آنگاه میتواند با نگاهی از سرِ آگاهی به جادههای پیشرو بیندیشد.
هویت در دوره نوجوانی
از مسائل مهم دوره نوجوانی، تشکیل هویت فردی و اجتماعی است. جستوجوی هویت شخصی و اجتماعی، به این وابسته است که نوجوان تشخیص دهد برای او چه چیزهایی مهم و چه کارهایی ارزشمند است تا برای آنها معیارهایی بیابد.
در این دوره، هویتیابی، مسئلهای دشوار میشود؛ چرا که نوجوان روز به روز تغییر میکند. در این دوران، او با مجموعهای از تغییرهای روانی، فیزیولوژیکی، شناختی و نیز تقاضاهای اجتماعی جدید روبهرو میشود. در نتیجه، نوجوان به این مسئله که در چشم دیگران چگونه جلوه میکند، بسیار اهمیت میدهد و آن را با تصوری که از خود دارد، مقایسه میکند. از سویی، با این مسئله نیز روبهروست که چگونه نقشها و مهارتهایی را که پیشتر آموخته است، با نیازهای آینده ارتباط دهد.
ارتباط اجتماعی نوجوان
نوجوان به دلیل استقلالخواهی و به دست آوردن آزادی عمل، در کردار خود، انس و ارتباطش را با خانواده کمتر میکند و به اجتماع پناه میبرد. او در آنجا، در پی کسب مهارتهای لازم، زندگی اجتماعی را تمرین میکند؛ از گروه و معیارهای گروهی دفاع میکند، به مقررات گروه وفادار است، در برابر آنها مطیع میشود و از این راه به دنبال به دست آوردن موقعیت و آرامش اجتماعی است.
خانواده نابسامان و انحراف نوجوان
خانواده، کانون آرامش و امنیت خاطر فرزندان است و نوجوان، نخستین تجربههای موفق یا ناموفق خود را در آن به دست میآورد. در برخی خانوادهها، شرایط به گونهای است که فرزندان در آن احساس ناامنی میکنند، خانواده را مرکز نابسامانی میدانند و همیشه نگران آینده خود هستند. اختلافهای پدر و مادر از یکسو و والدین با فرزندان از سوی دیگر، گاه به فرار نوجوان از خانواده میانجامد که خود، سرانجام نامعلومی را برای او در پی خواهد داشت. جدایی از والدین به هر صورت که باشد، چه بر اثر طلاق یا فوت پدر و مادر، یکی از عوامل مهم انحرافها، ناسازگاریها و بزهکاریهای نوجوانان است












