عشق ماهيت انسان را عوض مي كند
موضوع: جوانان
سه شنبه 14 مهر1388 18:2
مولانا عشق را فقط براي يك نفر جايز ميداند و در مقام تربيت شاگردانش را دعوت به آن عشق حقيقي ميكند. عاشق تمام هستياش را و تمام وجودش را صرف معشوق ميكند بلكه بهتر است بگوييم اين خدمت به معشوق بياختيار انجام مي شود
بسم الله الرحمن الرحيم
عشق واژه ايست نه حقيقتيست كه هرگز تمامي ندارد ؛ عشق در بند بند مثنوي مولانا فرياد مي زند و اينگونه است كه شارحان مثنوي هرچه بگويند كم گفته اند .
عشق قهار است و من مقهور عشق
چون شكر شيرين شدم از شور عشق
دفتر ششم / 902
عشق ماهيت انسان را عوض مي كند و اوست كه شورمندانه انسان را به تحرك وا ميدارد . عاشق در برابر عشق فقط سر تسليم فرو مي آورد .
عشق آن شعله است كو چون برفروخت
هرچه جز معشوق باقي ؛ جمله سوخت
دفتر پنجم / 588
اگر عشق در وجود انسان قدم نهد ؛ديگر وجود عاشق جايي براي غير معشوق ندارد . در اينصورت است كه
عاشقان را شادماني وغم اوست
دستمزد و اجرت و خدمت هم اوست
غير معشوق ار تماشايي بود
عشق نبود ؛هرزه سودايي بود
دفتر پنجم / 586 و 887
عاشق تمام هستي اش را و تمام وجودش را صرف معشوق مي كند بلكه بهتر است بگوييم اين خدمت به معشوق بي اختيار انجام مي شود ؛ مولانا شرط عشق را بي توجهي به غير معشوق مي داند ، يعني اگر كسي ادعاي عشق كرد ولي توجهش به غير معشوق بود او دروغ مي گويد ودر عشق خود صادق نيست .
مولانا تنفس در اين جهان را منوط به عشق مي داند و اعتقاد دارد ، اين جهان اگر باقيست از يمن وجود عشق است .
عشق بحري آسمان بر وي كفي
چون زليخا در هواي يوسفي
دور گردونها زموج عشق دان
گرنبودي عشق بفسردي جهان
دفتر پنجم / 3853 و 3854
در مثنوي عشق حرف اول را مي زند و مولانا اين شاگرد مكتب قرآن در ابتداي مثنوي اش با حالتي خراب مي نالد و مي گويد :
سينه خواهم شرحه شرحه از فراق
تا بگويم شرح درد اشتياق
دفتر اول / 3
بعد از اوصافي كه براي عشق بيان مي كند او عشق را فقط براي يك نفر جايز مي داند و در مقام تربيت شاگردانش آنان را دعوت به عشق حقيقي مي كند ؛ همانطور كه در حديثي وارد شده است : القلب حرم الله فلا تسكن حرم الله غير الله (( دل خانه ي خداست در خانه ي خدا غير خدا را جاي نده ))
عشق زنده در روان ودر بصر
هر دمي باشد ز غنچه تازه تر
عشق آن زنده گزين كو باقي است
ز شراب جان فزايت ساقي است
عشق آن بگزين كه جمله انبيا
يافتند از عشق او كار وكيا
تو مگو ما را بدان شه بار نيست
با كريمان كارها دشوار نيست
دفتر اول / 218 تا 221
نویسنده: سید رضا سید کلبادی | لینک ثابت |











