عزت نفس ، سپر رفتار درست
موضوع: ديني و مذهبي
چهارشنبه 11 شهریور1388 10:26
رنج غالب نوجوانان و جوانان، به طور عمده، ناشى از كم اطلاعى والدين و بزرگسالان از خصوصيات اين دوره و مقتضيات آن، آينده مبهم شغلى و اجتماعى، ندانم كارى ها و سخت گيرى ها و دخالت هاى بيش از اندازه والدين و اولياى مدارس و برخى گروه ها و نهادهاى اجتماعى در زندگى آنان است كه به رشد طبيعى آنها خدشه وارد مى كند. اين عوامل ، بخصوص ، قدرت خلاقه و اعتماد به نفس آنان را تضعيف و آنها را درمرحله وابستگى هويت نگه مى دارد، در حالى كه والدين و اولياى مدارس بايد با عملكردهاى بجا و حساب شده، نوجوان و جوان را در جريان رشد به صورت يك شخص مستقل و صاحب رأى راهنما باشند.
فرآيندهاى ذهنى و روانى، نقش عمده اى در زندگى ما دارد. اغلب نگرش ها، پندارها و برداشت هايى كه درباره ديگران داريم تعيين مى كنند كه چه روابطى با مردم داشته باشيم. ارزش ها و اهداف ما، جهت زندگى مان را مشخص مى كنند و دانش ما (توانمندى ها، مهارت ها و برنامه ريزى) تعيين كننده ميزان موفقيت مان در دستيابى به اهدافمان است. انگيزه ما نيز تعيين مى كند كه به چه ميزانى فعاليت كنيم.
تفاوت بين واقعيات و ايده آل هاى ما تعيين مى كنندكه ما از زندگى و از خودمان چه ميزان رضايت داريم و مهم تر اين كه خود پنداره ما ، مركز اين فرآيندهاى ذهنى است. پس اگر بياموزيم كه خودآگاهى مان را افزايش دهيم، گام بزرگى در جهت شكوفايى خود برداشته ايم.
*خودپنداره چيست
«خودپنداره» به اين معنى است كه ما درباره خودمان چگونه فكر مى كنيم . به عبارتى، باورها و نگرش ها، نظرات اكتسابى است كه هر فرد درباره موجوديت انسانى خود دارد . خودپنداره يك پديده كلى است كه فرد در باره خودش پيدا مى كند. «عزت نفس» به معناى برداشت شخص درباره ارزش و اهميت خويش است. ارزشى كه نوجوان براى خودش قائل است عموماً نشأت گرفته از اهميتى است كه والدين و اولياى مدرسه و اطرافيان به او مى دهند.
هنگامى كه رفتار با نوجوان و جوان حمايت كننده باشد و توانايى ها و عواطف و احساسات و رفتار وى مثبت ارزيابى شود، او نيز خود را فردى شايسته و ارزشمند ارزيابى مى كندو اين احساس ارزشمندى در برداشتى كه از خود دارد تداوم خواهد يافت. لذا با توجه به تأثير برخوردهاى والدين و اولياى مدارس و ديگر افراد با نوجوانان و جوانان در تشكيل خودپنداره آنان، ضرورت دقت بيشتر در رفتار با آنان بايد مدنظر قرار گيرد و از رفتارهايى كه موجب خودپنداره منفى در آنان مى شود، جداً پرهيز شود چرا كه ضررها و آسيب هاى جدى را براى فرد و جامعه در پى خواهد داشت. ممكن است فردى به عللى رفتارى خاص با نوجوان در پيش گيرد و توجيه خاصى هم براى رفتار نامطلوب خود مطرح كند. اما اغلب، اين رفتار بدون توجه به اثرات مخرب آن - چه بسا سال هاى بعد نمودى جدى در زندگى و آينده فرد خواهد داشت - صورت مى گيرد. معلمى كه چون شاگردش درس را نفهميده او را «كودن» خطاب مى كند يا معاونى كه براى برقرارى نظم در مدرسه به حركات و الفاظى متوسل مى شود كه دانش آموزان را گاه به لجبازى يا رفتارهاى نامناسب ديگر مى كشاند يا پدر يا مادرى كه با تصور تحريك فرزند خود به درس خواندن و پيشرفت كردن به مقايسه هاى مخرب دست مى زند، همه و همه از آن گونه رفتارهايى است كه در اتخاذ خودپنداره نوجوان ما نقش دارد، به عبارتى اثرى قوى در تضعيف عزت نفس او دارد.
*تأثير مخرب خودپنداره منفى
خودپنداره منفى اثرات مخربى دارد و مشكلاتى براى فرد ايجاد مى كند.
۱- احساس خود كم بينى و حقارت
۲- نداشتن هدف و خواسته در زندگى
۳- در خود فرو رفتن و غمگينى
۴- احساس ناتوانى در انجام كارها
۵- ترس از ابراز وجود در جمع
۶- كناره گرفتن از جمع
۷- بى اطمينانى به خود
۸- ضعف در قدرت تصميم گيرى «داشتن شك و ترديد زياد»
۹- كاهش تفكر و تعقل در انتخاب ها (به خصوص انتخاب دوست و همسر)
۱۰- تقويت احساس وابستگى به ديگران به خاطر احساس نداشتن توانايى
اين موارد گوشه اى از تأثيرات نامطلوب بى توجهى به عزت نفس و خودباورى است.
*رابطه خودپنداره فرد با پيشرفت تحصيلى او
تحقيقات نشان داده است كه بين خودپنداره و موفقيت دانش آموزان در امر تحصيل ارتباط وجود دارد و اين ارتباط دوطرفه است.
* رابطه خودپنداره فرد با اجتناب از ارتكاب جرم
بين خودپنداره و اجتناب از ارتكاب جرم رابطه و همبستگى قوى وجود دارد.
نوجوانانى كه مرتكب جرم مى شوند، عزت نفس پائين ترى در قياس با ساير نوجوانان دارند و چه بسا اعمال مجرمانه آنان، يا براى اجتناب از احساس انكار خويش و يا نوعى جبران خودپنداره ضعيف است. خودپنداره قوى و مثبت و عزت نفس بالا سپر حفاظتى مهمى براى رفتار درست محسوب و موجب كاهش رفتارهاى خلاف مى شود.
اگر نياز به احترام و عزت نفس در فرد ارضا شود او اعتماد به نفس، ارزش و اعتبار، قدرت، موفقيت و شايستگى و مفيدبودن را تجربه خواهد كرد.
با توجه به اين موارد ضرورى است كه به بازنگرى در رفتار با فرزندان خود بپردازيم تا آنها بتوانند محبت، دوست داشتن و دوست داشته شدن، امنيت و آرامش، مقبوليت، معنويت، احساس تعلق و عشق، خود شكوفايى و خود مثبت بينى و بالاخره عزت نفس و اعتماد به نفس را در آغوش خانواده و در مدرسه تجربه كنند.
فرآيندهاى ذهنى و روانى، نقش عمده اى در زندگى ما دارد. اغلب نگرش ها، پندارها و برداشت هايى كه درباره ديگران داريم تعيين مى كنند كه چه روابطى با مردم داشته باشيم. ارزش ها و اهداف ما، جهت زندگى مان را مشخص مى كنند و دانش ما (توانمندى ها، مهارت ها و برنامه ريزى) تعيين كننده ميزان موفقيت مان در دستيابى به اهدافمان است. انگيزه ما نيز تعيين مى كند كه به چه ميزانى فعاليت كنيم.
تفاوت بين واقعيات و ايده آل هاى ما تعيين مى كنندكه ما از زندگى و از خودمان چه ميزان رضايت داريم و مهم تر اين كه خود پنداره ما ، مركز اين فرآيندهاى ذهنى است. پس اگر بياموزيم كه خودآگاهى مان را افزايش دهيم، گام بزرگى در جهت شكوفايى خود برداشته ايم.
*خودپنداره چيست
«خودپنداره» به اين معنى است كه ما درباره خودمان چگونه فكر مى كنيم . به عبارتى، باورها و نگرش ها، نظرات اكتسابى است كه هر فرد درباره موجوديت انسانى خود دارد . خودپنداره يك پديده كلى است كه فرد در باره خودش پيدا مى كند. «عزت نفس» به معناى برداشت شخص درباره ارزش و اهميت خويش است. ارزشى كه نوجوان براى خودش قائل است عموماً نشأت گرفته از اهميتى است كه والدين و اولياى مدرسه و اطرافيان به او مى دهند.
هنگامى كه رفتار با نوجوان و جوان حمايت كننده باشد و توانايى ها و عواطف و احساسات و رفتار وى مثبت ارزيابى شود، او نيز خود را فردى شايسته و ارزشمند ارزيابى مى كندو اين احساس ارزشمندى در برداشتى كه از خود دارد تداوم خواهد يافت. لذا با توجه به تأثير برخوردهاى والدين و اولياى مدارس و ديگر افراد با نوجوانان و جوانان در تشكيل خودپنداره آنان، ضرورت دقت بيشتر در رفتار با آنان بايد مدنظر قرار گيرد و از رفتارهايى كه موجب خودپنداره منفى در آنان مى شود، جداً پرهيز شود چرا كه ضررها و آسيب هاى جدى را براى فرد و جامعه در پى خواهد داشت. ممكن است فردى به عللى رفتارى خاص با نوجوان در پيش گيرد و توجيه خاصى هم براى رفتار نامطلوب خود مطرح كند. اما اغلب، اين رفتار بدون توجه به اثرات مخرب آن - چه بسا سال هاى بعد نمودى جدى در زندگى و آينده فرد خواهد داشت - صورت مى گيرد. معلمى كه چون شاگردش درس را نفهميده او را «كودن» خطاب مى كند يا معاونى كه براى برقرارى نظم در مدرسه به حركات و الفاظى متوسل مى شود كه دانش آموزان را گاه به لجبازى يا رفتارهاى نامناسب ديگر مى كشاند يا پدر يا مادرى كه با تصور تحريك فرزند خود به درس خواندن و پيشرفت كردن به مقايسه هاى مخرب دست مى زند، همه و همه از آن گونه رفتارهايى است كه در اتخاذ خودپنداره نوجوان ما نقش دارد، به عبارتى اثرى قوى در تضعيف عزت نفس او دارد.
*تأثير مخرب خودپنداره منفى
خودپنداره منفى اثرات مخربى دارد و مشكلاتى براى فرد ايجاد مى كند.
۱- احساس خود كم بينى و حقارت
۲- نداشتن هدف و خواسته در زندگى
۳- در خود فرو رفتن و غمگينى
۴- احساس ناتوانى در انجام كارها
۵- ترس از ابراز وجود در جمع
۶- كناره گرفتن از جمع
۷- بى اطمينانى به خود
۸- ضعف در قدرت تصميم گيرى «داشتن شك و ترديد زياد»
۹- كاهش تفكر و تعقل در انتخاب ها (به خصوص انتخاب دوست و همسر)
۱۰- تقويت احساس وابستگى به ديگران به خاطر احساس نداشتن توانايى
اين موارد گوشه اى از تأثيرات نامطلوب بى توجهى به عزت نفس و خودباورى است.
*رابطه خودپنداره فرد با پيشرفت تحصيلى او
تحقيقات نشان داده است كه بين خودپنداره و موفقيت دانش آموزان در امر تحصيل ارتباط وجود دارد و اين ارتباط دوطرفه است.
* رابطه خودپنداره فرد با اجتناب از ارتكاب جرم
بين خودپنداره و اجتناب از ارتكاب جرم رابطه و همبستگى قوى وجود دارد.
نوجوانانى كه مرتكب جرم مى شوند، عزت نفس پائين ترى در قياس با ساير نوجوانان دارند و چه بسا اعمال مجرمانه آنان، يا براى اجتناب از احساس انكار خويش و يا نوعى جبران خودپنداره ضعيف است. خودپنداره قوى و مثبت و عزت نفس بالا سپر حفاظتى مهمى براى رفتار درست محسوب و موجب كاهش رفتارهاى خلاف مى شود.
اگر نياز به احترام و عزت نفس در فرد ارضا شود او اعتماد به نفس، ارزش و اعتبار، قدرت، موفقيت و شايستگى و مفيدبودن را تجربه خواهد كرد.
با توجه به اين موارد ضرورى است كه به بازنگرى در رفتار با فرزندان خود بپردازيم تا آنها بتوانند محبت، دوست داشتن و دوست داشته شدن، امنيت و آرامش، مقبوليت، معنويت، احساس تعلق و عشق، خود شكوفايى و خود مثبت بينى و بالاخره عزت نفس و اعتماد به نفس را در آغوش خانواده و در مدرسه تجربه كنند.
نویسنده: سید رضا سید کلبادی | لینک ثابت |











