فرشتگان بال در بال پرواز می کردند و فرود می آمدند، آن چنان که آسمان را به تمامی می پوشاندند.
دو فرشته پیش روی آنها بودند که طلایه دارشان به نظر می آمدند.
آمدند سلام کردند و مرا در هودج بال های خود به آسمان بردند، ناگهان بوی بهشت به مشامم رسید و بعد باغ ها و بوستان ها و جویبارها، چشمم را خیره کردند.
حوریه ها صف در صف ایستاده بودند و ورود مرا انتظار می کشیدند.
اول خنده ای بسان واشدن گلی و بعد هم با هم گفتند:
- خوش آمدی ای مقصود خلقت بهشت و ای فرزند مخاطب (( لولاک لما خلقت الافلاک))
ملائکه باز هم مرا بالاتر بردند قصرهای بی انتها، حله های بی همانند، زیورهای بی نظیر.
و بعد نهر آبی سفید تر از شیر، خوشبوتر از مشک.
وبعد قصری. و چه قصری
گفتم:
- اینجا کجاست؟ این چیست؟ از آن کیست؟
گفتند:
- اینجا فردوس اعلی است، برترین مرتبه ی بهشت. منزل و مسکن پدر تو و پیامبران همراه او و هر که خدا با اوست. این نهر کوثر است.

اول سلام
دلم از هوای گرد آلود بسی درد آلود است
از اینکه این همه ناجوانمردی را میبینم و نمیتوانم دم بر بیاورم گاهاً از خودم ناامیدم
اما چه باید کرد از سرگردانی روزگار
تصمیم گرفتم کمی هم برای شهدا بنویسم
شاید هم تسلی بخش دلم .... شاید هم نه!
هستی؟ پس بسم الله
بنگر كه امروز؛ عصر غربت لالههاست، اینجا کسی دیگر از شهیدان نمیگوید؛ از آنان که تلاطمی هستند در این دنیای سرد و سکوت؛ آناني كه چون موج، ساحل خاكي ما را در خود فرو ميبرند؛ اما افسوس اي شهيدان عزيز؛ افسوس كه ما بعد از شما هیچ نکردهایم، چفیههاتان را به دست فراموشی سپردهایم، پلاکهايي را که تا دیروز نشانی از شما بود، امروز، اينجا در ميان ما؛ گمنام مانده است، کسی دیگر به سراغ سربندهایتان نمیرود و دیگر کسی نیست که در وصف گلهای لاله، شاعرانهترین احساسش را بسراید...
گاهی اوقات باورهای ما نسبت به مسائل شکلی منفی به خود می گیرد و شاید هم واقعیت باشد اما باعث ایجاد نگرش منفی ما نسبت به مسائل روزمرۀ زندگی می شود. برای مثال اگر ما باورمان این است که فقط پول است که آرامش می آورد، این باور تبدیل به تفکر منفی و نگرشی کاملا اشتباه نسبت به زندگی می شود. تفکر منفی هم خود باعث بروز مسائلی دیگر می شود. ادامه مطلب
غریب شده ایم.
آنقدر که عده ای
تازه به دوران رسیده ی
مثلا !! انقلابی ،سهممان را
از "انقلاب و ولایت" مصادره کرده اند.
انگار نمی دانند وصی امام عشق
سالهاست در این آب و خاک امام همه است.
از موافق گرفته
تا منتقد و حتی مخالف ؛
بقول خودت:
"مشک رنج های انقلاب را
به دندان کشیده ایم
و دست و پا داده ایم،
اما رهایش نکرده ایم"
می شود برگردی؟!
جنگ تمام شده بود...
همه آن روز ها مي گفتند: شهداي بعد از قطعنامه تفاوتي با شهداي قبل از قطعنامه داشتند. آنان با امام جام زهر نوشيدند و رفتند. گريستند و رفتند. سوختند و رفتند...
18 تير 78 که يادتان هست. چگونه به او فشار آوردند و صبر رهبری را طاق کرده که کسی را نیافت با او درد دل خود را بیان کند و از اندوه خود بکاهد گویی زمینیان نبودند و با مرد آسمانی نجوا نمود و شهادت را افتخار خود دانست و از آن روز چفيه را به ياد شهدا و رزمندگان از خود جدا نکرد
سالها در پی هم گذشت تا اینکه خرداد 88 آمد. عدهاي که در انتخابات ناکام ماندند به جای اینکه پیروزی ملت را بر دشمن جشن بگیرند شروع به ايجاد تفرقه و درگيري و اغتشاش نمودند و ساز جدایی مردم بر دولت را نواختند و و با دروغ پراکنی مراسم عزای ندا آقا سلطانی را برگزار کردند . نه!! به دور دست ها ناندیشید و نظاره نکنید همانهايي که روزي خود را يار امام ميدانستند خون به دل رهبري انداختند. دوباره رهبري را مجبور نمودند فقط با مولايش به درد دل بنشيند .
و امروز در 16 آذر با پاره کردن عکس امام روح الله نشان دادند مشکلشان احمدينژاد نيست. مشکلشان انقلاب و اسلام و رهبري ست.
تو که خود را رزمنده ميداني و حافظ خون شهدا؛ اين حرکات را نميبيني که همچنان پيرو اين جماعت هستي؟! مگر نه این است که سکوت هم رضاست
روزها و سال ها بود به عاشورا که مینگریستیم ناخداگاه اشک از وجودمان سرازیر می شد و مظلومیت خاندان رسول خدا در ذهنمان تداعی می شد و دلمان ناله یاری به هل من ناصر ینصرنی را فریاد میزد
هر چند عکس امام را پاره کردند و سال ۷۸ درخواست نوشیدن جام زهر را به رهبری دادند اما مبادا مانند کوفیان و یاران غافل مانده عاشورا نظاره گر خون امام مان باشیم
ننشینید که وقت تنگ است
استری را بدزدیدند. یکی گفت: گناه توست که از پاس آن اهمال ورزیدی. دیگری گفت: گناه آنکس بیشتر است که در طویله باز گذاشته است.آخر نتیجه آن شد که در این صورت دزد را گناه نباشد.
رساله دلگشا-عبید زاکانی
آیا تا به حال دیده اید که بخاطر گناه نکرده مواخذه شده اما بعضی اوقات برای بعضی ها این قانون صادق نیست و برای آنان بی گناهی دزد را می نویسند . مگر می شود که انسانهای بی گناه را به کشتن داد و دل دشمنان انقلاب را شاد کردو با دروغ پراکنی ذهن اقشار جامعه را فریب داده و در بیرون گود به آنان خندید گذشت . مسئولین بدانید حق مردم و خانواده های شهداء این بود که حداقلش جوابی از کارهایش بخواهید . آخر مصلحت تا به کی ؟
آقای موسوی قرار همین است . اگر قرار بود لقمه ی آماده به من و شما بدهند و کار به همین راحتی تمام شود که میگویی، لازم نبود این همه معطلمان کنند. اصلا این که شما میگویید چیزی است شبیه یک بازی بیثمر و طنز، که همه میدانند راه حق چیست، اما از روی عناد و شهوت و دشمنی با خدا، راه دیگری میروند وبی گناهان را به دم تیغ میدهند و در آسمان کفر پرواز میکنند. آیا بدعت غیر این است؟ آقای موسوی من جوان ۲۶ ساله از زندگی این را آموخته ام که توقع نداشتن گرچه آخرش به تنهایی میرسد ولی روح و جسم آدم را آزاد میکند. شما چطور ؟ با توقعاتتان چه ها کردید ..... وای بر شما ادامه مطلب راستی دیدن این عکس خالی از لطف نیست
پس از انتشار بیانیه هفدهم میرحسین موسوی،شاهد انتشار نوشتههای فراوانی در تفسیر، تقدیس و سیاهنمایی آن بودیم؛ و هستیم البته. گرچه پایهی اصلی این نوشته بر یکی از جملات این نوشتهی میرحسین موسوی است، اما به دنبال سوءاستفاده از تکنیک تقطیع متن نیست و تنها در پی نقدی است که حاصل کنار هم نهادن چند حرکت مستمر، و نوشتهی راهبردی اوست.
توصیه میکنم کسانی که میرحسین موسوی را اسطوره میدانند و نیز آنان که او را منافق، کافر یا حتی برانداز یا به دنبال براندازی میدانند، این نوشته را نخوانند. برای قلبشان ممکن است خوب نباشد. ادامه مطلب
چند روز پيش فيلمي به دستم رسيد از حوادث تلخ عاشوراي امسال. فيلمي كه واقعا دلخراش و غيرقابل تحمل بود. در اين فيلم صحنههايي كوتاه و تاسفبار از ضرب و شتم ماموران نيروي انتظامي و نيروهاي بسيج توسط مردم خداجوي به تعبیر آقای میر حسین موسوی ( مرد قانون و داعیه مند اجرای قانون ) ديده ميشود. صحنههايي كه خداجويان سبز حامي موسوي، بر سر و صورت مامور نيروي انتظامي ميكوبند و از او ميخواهند تا به رهبر انقلاب توهين كند! ... ادامه مطلب












